دیوان حافظ · غزل ۴۵

غزل شماره‌ی ۴۵ حافظ

«در این زمانه، رفیقی که خالی از خَلَل است»؛ متن کامل غزل و تعبیر آن برای کسی که با این غزل فال گرفته است.

فهرست غزل‌ها
غزل ۴۵

در این زمانه، رفیقی که خالی از خَلَل استصُراحیِ مِیِ ناب و سَفینهٔ غزل است

جَریده رُو که گُذَرگاهِ عافیت، تَنْگ استپیاله گیر که عُمرِ عزیز، بی‌بَدَل است

نه من ز بی‌عَمَلی، در جهان، مَلولَم و بَسمَلالَتِ عُلما هم ز عِلْمِ بی‌عَمَل است

به چَشْمِ عَقْل در این رَهْگُذارِ پُرآشوبجهان و کارِ جهان، بی‌ثُبات و بی‌مَحَل است

بگیر طُرِّهٔ مه‌چهره‌ای و قِصِّه مَخوانکه سَعْد و نَحْس ز تأثیرِ زُهْرِه و زُحَل است

دلم، امیدِ فراوان به وَصْلِ رویِ تو داشتولی اَجَل به رَهِ عمر، رَهْزَنِ اَمَل است

به هیچ دور نخواهند یافت هُشیارشچُنین که «حافظِ» ما، مَسْتِ بادهٔ اَزَل است

متن بر پایه‌ی تصحیح قزوینی و غنی، از گنجور

تعبیر فال

در این روزگار، دوست بی‌عیب کم پیدا می‌شود؛ پس به چیزهای ساده و ماندگار دل ببندید. عمر بی‌بدل است، آن را با ملال هدر ندهید. حرف را با عمل همراه کنید.

سرگرمی‌های دیگر همپا