دیوان حافظ · غزل ۷۲
غزل شمارهی ۷۲ حافظ
«راهیست راهِ عِشْق که هیچَش کِنارِه نیست»؛ متن کامل غزل و تعبیر آن برای کسی که با این غزل فال گرفته است.
راهیست راهِ عِشْق که هیچَش کِنارِه نیستآنجا جُز آنکه جان بِسِپارَنْد، چارِه نیست
هر گَه که دِل به عِشْق دِهی، خوش دَمی بُوَددر کارِ خِیْر، حاجَتِ هیچ اِسْتِخاره نیست
ما را زِ مَنْعِ عَقْل مَتَرْسان و مِی بیار!کآن شِحْنِه در وِلایَتِ ما، هیچ کارِه نیست
اَز چَشْمِ خود بِپُرس که ما را که میکُشَد؟جانا، گُناهِ طالِع و جُرْمِ سِتارِه نیست
او را به چَشْمِ پاک، تَوان دید چون هِلالهَر دیده، جایِ جِلْوِهٔ آن ماهپارِه نیست
فُرْصَت شِمُر طَریقِهٔ رِنْدی که این نِشانچون راهِ گَنْج، بَر هَمِهکَس، آشْکارِه نیست
نَگْرِفْت در تو، گِرْیِهٔ «حافِظ»، به هیچ روحِیْرانِ آن دِلَم که کَم از سَنْگِ خارِه نیست
متن بر پایهی تصحیح قزوینی و غنی، از گنجور
تعبیر فال
راهی که در پیش گرفتهاید، پایان روشنی ندارد اما ارزش رفتن را دارد. در کار خیر تردید نکنید و دست به کار شوید. ترسهای بیجا را کنار بگذارید.