دیوان حافظ · غزل ۹۲
غزل شمارهی ۹۲ حافظ
«میرِ من خوش میروی کاندر سر و پا میرمت»؛ متن کامل غزل و تعبیر آن برای کسی که با این غزل فال گرفته است.
میرِ من خوش میروی کاندر سر و پا میرمتخوش خرامان شو که پیشِ قدِ رعنا میرمت
گفته بودی کی بمیری پیشِ من، تعجیل چیست؟خوش تقاضا میکنی پیشِ تقاضا میرمت
عاشق و مخمور و مهجورم بتِ ساقی کجاست؟گو که بِخرامَد که پیشِ سرو بالا میرمت
آن که عمری شد که تا بیمارم از سودایِ اوگو نگاهی کن که پیشِ چشمِ شهلا میرمت
گفتهای لعلِ لبم هم درد بخشد هم دواگاه پیش درد و گَه پیش مداوا میرمت
خوش خِرامان میروی چشمِ بد از رویِ تو دوردارم اندر سر خیالِ آن که در پا میرمت
گرچه جایِ حافظ اندر خلوتِ وصلِ تو نیستای همه جایِ تو خوَش، پیشِ همه جا میرمت
متن بر پایهی تصحیح قزوینی و غنی، از گنجور
تعبیر فال
حاضرید برای کسی که دوستش دارید هر کاری بکنید. این شور ارزشمند است، اما بیتابی نکنید. حتی اگر هنوز جایی در کنار او ندارید، دلتان همیشه با اوست و او هم این را میداند.